کاش بیاییم برای بی پناها سایه بون باشیم ، با دل های غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش به باغبونها کمی حرمت بذاریم ، احترام سایه های خسته رو نگه داریم کاش به آسمونی ها دین مونو ادا کنیم ، سهم خوشبختی مونو وقف بزرگ تر ها کنیم کاش یه کاری بکنیم تا خستگی ها در بشه ، مرحمی بشیم که زخم آدم ها کم تر بشه کاشکی شاخه ی زندگی رو نشکنیم ، گل سرخ رو تو شهر پاک باغچه نکنیم کاشکی پاک کنیم تموم اشک هایی که جاریه ، رنگ یاس هایی کنیم که همیشه بهاریه کاش دست پرنده های بی گناه رو بگیریم ، توی آسمون بریم دامن ماه رو بگیریم کاش با مهربونی هامون غصه ها رو کم بکنیم ، رشته های عشق رو تا همیشه محکم بکنیم کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن ، اگه درد دل کنن به آرزوشون میرسن کاش تو عصری که همش سنگی و آهنیه ، بگیم از چیزهایی که خوبه ولی رفتنیه کاش هنوز دیر نشده قدر هم رو خوب بدونیم ، نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم کاشکی این یه جمله هیچ موقع ز یادمون نره: آدمی چه بد باشه چه خوب باشه یه مسافره
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 7:1 توسط نوید
|
